ضربفرهنگ مترادف و متضاد۱. زدن، شکنجه، ضربت، کوب، کوفتن ۲. جرح، زخم ۳. تنبک ۴. تالی، شبیه، مانند، مثل، همتا ۵. صنف، قسم، گونه، نوع ۶. چوله ۷. عجز ۸. قرینه
مثلفرهنگ مترادف و متضاد۱. حکایت، افسانه، قصه ۲. پند، اندرز ۳. عبرت ۴. ضربالمثل ۵. مثال، نمونه ۶. حالت، وضعیت
لابهفرهنگ مترادف و متضاد۱. التماس، تضرع، زاری، ضرع، ندبه ۲. تزویر، فریب، مکر، نیرنگ ۳. تملق، چاپلویی، چربزبانی
زاریفرهنگ مترادف و متضاد۱. افغان، الحاح، بیتابی، تضرع، ضجه، ضرع، فغان، گریه، لابه، ناله، ندبه ۲. بیچارگی، خواری
حاصلفرهنگ مترادف و متضاد۱. بازده، برآیند، ثمر، ثمره، راندمان، عملکرد، ماحصل، محصول، مولود، نتیجه ۲. بار، برداشت، ثمر، میوه ۳. بهره، سود، درآمد، فایده، نفع ≠ ضرر، زیان ۴. خلاصه، مختصر ۵