شیخفرهنگ مترادف و متضاد۱. مراد، مرشد ۲. آخوند، معمم، ملا ۳. پیر، سالخورده، کهنسال، مسن ۴. امیر، پیشوا، قاید ≠ شاب
شاخفرهنگ مترادف و متضاد۱. سرون، شخ، قرن ۲. شاخسار، شاخه، غصن ۳. شاخابه ۴. پیشانی، ناصیه ۵. پاره، قطعه
مشایخفرهنگ مترادف و متضاد۱. شیخها، مشیخهها، شیوخ ۲. علماء، دانشمندان ۳. بزرگان ۴. پیران ۵. مرشدان، پیران طریقت