شکاففرهنگ مترادف و متضاد۱. تراک، ترک، چاک، درز، شکافتگی، غاز ۲. رخنه، روزن، روزنه، سوراخ، شعاب، شقاق، منفذ ۳. کهف ۴. تفرقه
برشفرهنگ مترادف و متضاد۱. بریدگی، شکاف ۲. بریده، تقطیع، جدایی، فصل، قطع ۳. قاش، قاچ ۴. کارآیی، توان، برایی، قاطعیت ۵. تیزی ۶. بریدن
خللفرهنگ مترادف و متضاد۱. رخنه، شکاف، خله، منفذ ۲. نقص، نقصان، کاستی ۳. آشفتگی، اختلال، تباهی، عیب، فساد، وهن ۴. آسیب، گزند ۵. تفرق، فاصله