شورشفرهنگ مترادف و متضادآشوب، ازدحام، انقلاب، جنبش، شر، طغیان، عصیان، غائله، غایله، فتنه، قیام، کودتا، نهضت، هنگامه
توفیدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. غریدن، داد و فریاد کردن، غوغا کردن ۲. شورش کردن، شورش کردن ۳. جنبش کردن، نهضت به پا کردن
ازدحامفرهنگ مترادف و متضاد۱. اجتماع، جمعیت، جنجال، شلوغ، شلوغی، نفوس ۲. شورش، غوغا، هجوم، هنگامه ≠ خلوت
اغتشاشفرهنگ مترادف و متضاد۱. آشوب، انقلاب، بلوا، تنش، شورش، قیام، نهضت ۲. بلبشو، هرجومرج ۳. جنجال، سروصدا، همهمه ۴. اختلال، پریشانی ≠ آرامش