31 مدخل
۱. تایید، گواهی ۲. شهیدشدن، مرگ
استشهاد، گواهینامه
۱. کشته ۲. شاهد، گواه
حقهباز، شارلاتان، فریبکار، کلاهبردار، محیل، مکار ≠ درستکار
حقهبازی، شارلاتانبازی، کلاهبرداری ≠ درستکاری
شیاد، شارلاتان، غدار، گولزن، محیل، مخادع، مکار، نیرنگباز
تاییدیه، شهادتنامه، صورتمجلس، گواهی
۱. شهادتین گفتن، شهادت دادن(درنماز) ۲. شاهد خواستن، طلبگواهی کردن
۱. شهید، قتیل، مقتول ۲. خاموش، منطفی ۳. آرزومند، عاشق، مشتاق