شناختفرهنگ مترادف و متضاد۱. آگاهی، بینش، دانش، شناسایی، عرفان، علم، معرفت ۲. آشنایی، اطلاع، درک، وقوف ۳. آشنا
معروف شدنفرهنگ مترادف و متضادشناختهشدن، سرشناس شدن، مشهور گشتن، شهره شدن، به شهرت رسیدن، شهرت یافتن، زبانزد گشتن
محکوم شدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. بزهکار شناخته شدن، داد باختن، دادباخته شدن، محکوم گشتن، مقصر شناخته شدن، مغلوب شدن ≠ حاکم شدن ۲. مقهور شدن ≠ پیروز شدن ۳. مجبور شدن