شجاعتفرهنگ مترادف و متضادپرجگری، پهلوانی، جلادت، ، جنگاوری، جنگجویی، دلاوری، دلیری، رشادت، شهامت، قهرمانی، مردانگی، یلی ≠ جبن
مداخلهفرهنگ مترادف و متضاد۱. پادرمیانی، شفاعت، میانجیگری، وساطت ۲. دخالت، دخلوتصرف، دستاندازی ۳. شرکت، مداخلت ۴. مباشرت
مداخله کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. دخالت کردن، شرکت کردن، دستاندازی کردن ۲. پادرمیانی کردن، شفاعت کردن، میانجیگری کردن، وساطت کردن