سر کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. آغاز کردن، آغازیدن، شروع کردن، سر دادن ۲. سپری کردن، گذراندن ۳. به سر بردن ۴. ساختن، مدارا کردن، سازش کردن، مماشات کردن ۵. زندگی کردن، روزگار گذراندن ۶. گذرا
بنیان کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. بنا کردن، بنیان نهادن، تاسیس کردن، ساختمان کردن، ساختن ≠ ویران کردن ۲. آغاز کردن، آغازیدن، شروع کردن
سرفصلفرهنگ مترادف و متضاد۱. آغاز، شروع، ابتدا ۲. مرحله مهم، مرحله سرنوشتساز ۳. عنوان، سرآغاز (فصل کتاب)