29 مدخل
حاوی، دربردارنده، محتوی، مشتمل
چاخان، حقهباز، شیاد، متقلب، مشعبد، نیرنگباز ≠ درستکار
حاوی، شامل، مشتمل
حاوی، شامل، محتوی
۱. دربرگرفتن، شامل شدن ۲. به سن سربازیرسیدن، سرباز شدن
حایز، دربردارنده، دربرگیرنده، شامل، محتوی، مشتمل، جامع
۱. دربردارنده، دربرگیرنده، شامل، مشتمل، حاوی ۲. تاوانده، تاواندهنده