57 مدخل
۱. سیلاب، لور ۲. جریانشدید آب
سیل، لور
هجا، بخش
۱. جریان، روانی، ریزش ≠ رکود ۲. روان شدن
۱. حریر، ابریشم ۲. ابریشمی، ابریشمین
۱. سیلگیر ۲. مسیل
سیلیخوردن، کشیده خوردن، سیلی انداختن ≠ سیلیزدن، کشیده زدن
سیلابگیر، سیلزار، سیلگاه، مسیل
۱. توگوشی زدن، کشیده زدن، چک زدن، سیلی نواختن ۲. صدمهزدن، لطمه دیدن