سنجیدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. مقایسه کردن ۲. سبک سنگین کردن، ارزیابی کردن، ارزشیابی کردن ۳. اندازه گرفتن، اندازهگیری کردن، پیمودن ۴. وزن کردن، توزین کردن
محکپذیرفرهنگ مترادف و متضاد۱. آزمایشپذیر، آزمونپذیر ≠ محکناپذیر ۲. قابل امتحان، امتحانشدنی، ≠ امتحاننشدنی ۳. سنجشپذیر، سنجیدنی ≠ سنجشناپذیر
پختگیفرهنگ مترادف و متضاد۱. آزمودگی، حذاقت، سنجیدگی، فهمیدگی، کمال ۲. رسایی، نضج ۳. احتیاط، حزم، دوراندیشی ≠ خامی