بیذوقیفرهنگ مترادف و متضاد۱. بدسلیقگی، کجسلیقگی ≠ سلیقهمندی، خوشسلیقگی ۲. بیاحساسی، بیحالی، بیدماغی، بیشوروحالی،
باذوقفرهنگ مترادف و متضاد۱. خوشقریحه، ذوقمند، صاحبقریحه، صاحبذوق ۲. خوشسلیقه، سلیقهدار ≠ بیذوق، کجذوق
ذوقفرهنگ مترادف و متضاد۱. استعداد، قریحه ۲. سلیقه، مشرب ۳. حالوهوا، حال، دماغ، شور، شوق، مذاق، وجد ۴. چشایی، چشیدن