ساییدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. سابیدن، سودن ۲. خرد کردن، کوبیدن، نرم کردن ۳. سوهان زدن، صیقلی کردن ۴. زدودن ۵. جلا دادن، صیقلدادن ۶. مالیدن
ساییدهفرهنگ مترادف و متضاد۱. سابیده، سوده ≠ ناسوده، نساییده ۲. کوبیده، نرم ۳. سوهانزده، سوهانخورده، صیقلی ۴. زدوده
تغنیفرهنگ مترادف و متضاد۱. آوازخوانی، خنیاگری، رامشگری، سرودخوانی ۲. بینیازی، توانگری، غنا ۳. سراییدن، سرود خواندن ≠ نوحهسرایی کردن ۴. بینیاز شدن، توانگر شدن، غنی شدن