بسیجفرهنگ مترادف و متضاد۱. ابزار، اسباب، سامان، وسایل ۲. آمادگی، آمادهسازی، تدارک، تمهید ۳. جنگافزار، سلاح ۴. سازوبرگ ۵. اراده، عزم، قصد، میل
ساختفرهنگ مترادف و متضاد۱. ساختن، ۲. صنع، صنعت ۳. محصول، مصنوع ۴. شکل، نقشه ۵. ساختمان ۶. ساختار ۷. سازوبرگ ۸. ساز، سامان
موافقتفرهنگ مترادف و متضاد۱. ائتلاف، توافق، رضا، سازش، سازگاری، سازواری، مطابقت، وفاق، وفق، همراهی ۲. همرای شدن، سازوارگشتن ≠ مخالفت