4 مدخل
ساروانی، شتربانی، قافلهسالاری، شترداری
۱. سامانیافتن، منظم شدن ۲. ازدواج کردن ۳. آرامشیافتن
۱. آراسته، آماده ۲. بقاعده ۳. سامانیافته، مرتب، منتظم، منظم ≠ نابسامان