24 مدخل
۱. افسونگری، جادوگری، ۲. سحر، شعبده ۳. شعبدهبازی
شاطی، عراق، کرانه، کنار، کناردریا، کنارهور
پهلوگرفتن، لنگر انداختن ≠ بادبان برافراشتن
۱. ساحلی ۲. ساکن کناردریا، بندری، بندرنشین ۳. کنارهنشین
۱. سالها، مدتها ۲. سنوات
سد ساحلی، دیواره ساحلی، دیواره شکننده موج، موجگیر
بندرها، لنگرگاهها، شهرهای ساحلی
سالیانه، سالاسال، هرسال، همهساله
سالیانه، سنواتی، سالانه