زعمفرهنگ مترادف و متضاد۱. باور، تصور، توهم، حدس، رای، ظن، عقیده، گمان، نظر ۲. پایندانی، پذرفتاری، ضمانت، کفالت ۳. ریاست، زعامت، سروری
تصورفرهنگ مترادف و متضاد۱. اندیشه، انگار، پندار، تخیل، تفکر، خیال، زعم، فکر، گمان، مخیله، وهم ≠ تصدیق ۲. اندیشه کردن، اندیشیدن، انگاشتن ≠ تصدیق کردن
توهمفرهنگ مترادف و متضاد۱. پندار، خیال، زعم، ظن، گمان، وهم ≠ یقین ۲. بیم، ترس، اضطراب، وحشت ۳. پنداشتن، گمان کردن
حدسفرهنگ مترادف و متضاد۱. تخمین، فرض، گمان، گمانه ≠ یقین ۲. مرغوا، نفوس ≠ مروا ۳. زعم، عقیده، نظریه ≠ اندیشه، فکر ۴. بهفراست دریافتن، گمان بردن
رایفرهنگ مترادف و متضاد۱. اندیشه، رای، فکر، ، نظر ۲. اعتقاد، باور، زعم، عقیده ۳. حکم، فتوا ۴. رایزنی، شور، مشاوره، مشورت ۵. آهنگ، تصمیم، عزم، قصد