52 مدخل
جراحت، جریحه، خراش، خستگی، ریش، ضرب، قرح، ناسور، نیش
افگار، جریح، زخمناک، زخمی، مجروح، مصدوم، مضروب
سرزنش، سرکوفت، طعن، طعنه، ملامت، نکوهش
زخ، شکافه، مضراب
افگار، جریح، جریحهدار، زخمدار، زخمناک، مجروح
اجبار، گردنگیر، ناچار، ناگزیر، وادار
زخم، زدن، ضرب، ضربه، کتک، کوفت، نواخت
زخمزبان، سرزنش، شماتت، طعنه، لوم، ملامت، نکوهش ≠ تحسین، تمجید
زخمه، شکافه