32 مدخل
زحمتکش، کارگر
دردانگیز، مشقتبار، مشقتزا، ملالآور
آزرده، بستری، بیمار، رنجه، علیل، غمگین، مریض، ناتوان، ناسالم، نالان
آزردگی، بیماری، عارضه، علیلی، مرض
رنجبر، زجردیده، زجرکشیده، سختیکش، متحمل، محنتکش
رنجبر، زجرکش، ستمکش، سختیکش، محنتکش
۱. کاری ۲. رنجبر، زحمتکش، کارگر ۳. مسهل، منجز، منضج
۱. دهبان، دهدار، کدخدا ۲. برزگر، رنجبر، زارع ۳. رئیس، ریشسفید
سختی دیدن، محنت کشیدن، مشقت کشیدن، رنجبردن