موافقت کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. پذیرفتن، رضا دادن، قبول کردن ۲. همرای شدن، همفکر شدن، همراه شدن، سازگار شدن، سازش کردن
موافقتفرهنگ مترادف و متضاد۱. ائتلاف، توافق، رضا، سازش، سازگاری، سازواری، مطابقت، وفاق، وفق، همراهی ۲. همرای شدن، سازوارگشتن ≠ مخالفت