ردفرهنگ مترادف و متضاد۱. اثر، پی، رگه، علامت، نشان، نقش ۲. اعراض، اقاله، امتناع، انکار، بطلان، تقبیح، تکذیب، طرد، فسخ، نفی، نقض، نکول ۳. استرداد، واپس ۴. رفوزه، مردود ۵. وازده
استردادفرهنگ مترادف و متضاد۱. بازستانی، پسدهی، تحویلدهی، تسلیم، رد، عودت، واپس، واستانی ۲. بازگرفتن، فرازگرفتن، واستدن
اثرفرهنگ مترادف و متضاد۱. ایز، پی، جایپا، ردپا، رد، نشان، نشانه ۲. تاثیر، خاصیت، فایده، واکنش، ۳. تالیف، تصنیف، نوشته، ۴. پی، رد، رگه، نشان، نشانه، ۵. فعل، نقش، ۶. حاصل، نتیجه ۷. معلو
دفعفرهنگ مترادف و متضاداخراج، پسزدن، پیشگیری، جلوگیری، دور کردن، راندن، رد، رفع، مدافعه، ممانعت، وازدن ≠ جذب
طردفرهنگ مترادف و متضاد۱. اخراج، تبعید، نفی بلد، ۲. رد، نفی، ۳. وازده ۴. دک کردن، دور کردن، راندن، تاراندن