25 مدخل
آب دردهانگردانیدن، با آب دهان را شستن، دهانشویی
خود را به آتش کشیدن، خویشتنسوزی کردن، خود را آتش زدن
موصوف شدن، صفتی را پذیرفتن، متصفگردیدن
دستدرگردن یکدگرافکندن، یکدیگر را در آغوش گرفتن، یکدیگررادر آغوش کشیدن
آرایش کردن، بزرگ کردن، خود را آراستن