رامفرهنگ مترادف و متضاد۱. آمخته، اهل، تابع، دستآموز، فرمانبردار، مانوس، مطیع، منقاد ۲. نرمشانه ۳. آرام ≠ وحشی، سرکش
سربهراه کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. مطیع کردن، منقاد کردن، رام کردن، فرمانبردار کردن، حرفشنو کردن ۲. آماده کردن، مهیا کردن، روبهراه کردن
تسخیرفرهنگ مترادف و متضاد۱. استیلا، اشغال، تسلط، تصرف، چیرگی، غلبه، فتح، مسخرسازی ۲. جادو، سحر، فسون، فسونگری ۳. رامسازی، مطیعسازی ≠ سرکش ۴. رام کردن، فرمانبردار کردن، مطیع گردانیدن ۵.