327 مدخل
۱. پژمرده، پلاسیده، خشکیده ۲. ضعیف، لاغر، نزار
اصل، جبلت، جوهر، خمیره، سرشت، شخص، طبیعت، طینت، فطرت، کنه، گوهر، نهاد
اساساً، بالفطره، فطرتاً
جبلی، خداداده، طبیعی، غریزی، فطری
۱. ذکرکننده، روضهخوان ۲. وردگو ۳. یادکننده
ذرهنوازی، چاکرنوازی، زیردستنوازی، بندهپروری
ذکاوت، زیرکی، سرعت انتقال، هوشمندی ≠ کندهوشی
ذائقه، چشایی، مذاق
اندوخته، پسافت، پسانداز، پستا، تدارک، توشه، تهیه، ذخر، رزرو