دورفرهنگ مترادف و متضاد۱. بعید، پرت، متباعد ۲. مستبعد ۳. جدا، منفک ۴. مهجور ۵. منفصل ۶. بری ۷. دیر ≠ قریب، نزدیک
دورفرهنگ مترادف و متضاد۱. چرخه، سیر، سیکل، گردش، مدار ۲. دوره، زمان، عصر، عهد، موسم، نوبت ۳. اطراف، پیرامون، محیط