56 مدخل
۱. بیادب، بیحیا، گستاخ، وقیح، هتاک ۲. پاره، چاک، شکافته، گسیخته ≠ مودب
۱. برآمدن، سرزدن، طلوع ۲. وزیدن ۳. رستن، روییدن ۴. باد کردن، فوت کردن
چشم، عین، نظر، نگاه
دیدبان، دیدهور، قراول، مراقب، نگهبان، یزک
پاسداری، دیدبانی، دیدهوری، کشیک، مراقبت
بادکرده، پفکرده، دمیده، ورمدار
دیدهشدن، رویت شدن
دمیدن، وزش، وزیدن