حجفرهنگ مترادف و متضاد۱. زیارت، زیارتکعبه ۲. آهنگ، حرکت، قصد ۳. آهنگ کردن، قصد کردن ۴. به زیارت رفتن ۵. با دلیل غلبه کردن
محاجهفرهنگ مترادف و متضاد۱. خصومت، خصومتورزی، دشمنی ۲. استدلال، برهان ۳. جدل، مباحثه ۴. حجت آوردن، دلیل آوردن، استدلال کردن ۵. خصومت ورزیدن
بلدفرهنگ مترادف و متضاد۱. دلیل راه، دلیل، راهبر، راهنما، هادی ۲. آشنا، مطلع، وارد، واقف ۳. دیار، شهر، مدینه، ولایت ۴. منطقه، ناحیه