مهمان کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. دعوت کردن، میهمانی دادن، پذیرایی کردن ۲. پرداخت کردن (هزینه شخص دیگر)
طلبیدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. احضار کردن، خواندن ۲. تقاضا کردن، فرا خواندن، ۳. دعوت کردن، فراخوانی کردن ≠ راندن، طرد کردن ۴. خواستن، طلب کردن، ۵. جستن، جستوجو کردن ۶. اقتضا کردن، لازم داش
وعدهفرهنگ مترادف و متضاد۱. بشارت، مژده، نوید ۲. بشارت، مژده، نوید ۳. پیمان، عهد، قرار، قول، میثاق ۴. دعوت، میعاد ۵. موعد، مهلت ۶. بار، دفعه، مرتبه ≠ وعید