32 مدخل
احراز، استحصال، حصول، کسب
پیشکار، مددکار، معاون، نایب، وردست، همکار، یار، یاور
النگو، دستبرنجن، دستبند، دستینه
دستیاران، شرکا، همدستان، همکاران، همگنان
دستیار، کمک، معاون
دستیافتنی، قابلحصول ≠ دستنیافتنی
دستیار، مددکار، معاضد، همدست، یار