درستفرهنگ مترادف و متضاد۱. راست، صحیح ۲. استوار، تمام، کامل ۳. تندرست، سالم ۴. حق، حقیقی، صواب، واقع ۵. امین، درستکار، صائب، موثق ≠ خطا
ترمیم شدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. اصلاحشدن، درست شدن ۲. مرمت شدن، تعمیر شدن، بازسازی شدن ≠ تخریب شدن ۳. بهبود یافتن
تشکیل یافتنفرهنگ مترادف و متضادشکلگرفتن برپا شدن، بهپا شدن، درست شدن، تشکیل شدن، تکوین یافتن، به وجود آمدن،
خانه گرفتنفرهنگ مترادف و متضاد۱. اقامت کردن، جا کردن، منزل کردن، مقیم شدن، اقامتگزیدن ۲. اجاره کردن، خریدن (خانه) ۳. لانه ساختن، آشیانه درست کردن