خوشفرهنگ مترادف و متضاد۱. خوب، نیکو، نیک ≠ بد ۲. خشنود، خوشحال، خوشدل، شاد، شادمان، مبتهج، مسرور ≠ ناخوش، ناشاد ۳. باصفا، خرم، مصفا، نزه ≠ بیصفا، بیطراوت ۴. شیرین، نغز ۵. آسوده، بیخیا
خاموش شدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. ساکتشدن، دم فرو بستن، خاموشی گزیدن ۲. ازجوش و خروش افتادن ۳. فرو نشستن، از بینرفتن ۴. منطفی شدن ۵. تاریک شدن ۶. قطعشدن جریان برق
بدرامفرهنگ مترادف و متضاد۱. خرم، خوش، خوشدل، دلگشا، شاد، مبتهج ۲. بدلگام، چموش، سرکش ۳. اسب، استر، قاطر ≠ درشت، ناپدرام