خادمفرهنگ مترادف و متضادآغا، برده، بنده، پرستار، پیشکار، چاکر، خدمتکار، خدمت کننده، خدمتگر، خدمتگزار، غلام، مددکار، مستخدم، نوکر ≠ مخدوم، آقا، ارباب
خودمانیفرهنگ مترادف و متضاد۱. آشنا، محرم، خودی ≠ بیگانه، غریبه، نامحرم ۲. بیتکلف، خودحال، یکرنگ ≠ متکلف ۳. صمیمی ۴. صمیمانه، بیتکلفانه، خودحالانه ≠ رسمی ۵. خصوصی، محرمانه ۶. انتیمشدن ۷. ب
فرمانبرفرهنگ مترادف و متضاد۱. خادم، خدمتکار، گماشته، مستخدم، نوکر ۲. تابع، فرمانبردار، مطیع ≠ فرمانده