خلجانفرهنگ مترادف و متضاد۱. تپش، لرزش ۲. اضطراب، دلهره، نگرانی، بیم ۳. آرزو، رغبت، خارخار، خواهش، میل ۴. محبت، عشق، مودت ۵. پریدن چشم ۶. به خاطر درآمدن، به خاطررسیدن، به ذهن خطور کردن
خلیعفرهنگ مترادف و متضاد۱. خودرای، خودسر، خودکام، خودکامه، دیکتاتور، گستاخ، نافرمان ≠ بفرمان، مطیع ۲. نابسامان ۳. کودک مطرود، فرزند طرد شده، عاق، نابفرمان، کودک شرور، ۴. صیاد ۵. غول ۶.
خلیفهفرهنگ مترادف و متضاد۱. خدیو، سلطان، ملک ۲. جانشین، قایممقام، نایب ۳. ارشد ۴. مبصر ۵. رهبر مذهبی ارمنیان