33 مدخل
۱. حاکم، ۲. داور، قاضی
بذل، بخشش(بسیار و حاتموار)
بخشیدن، بخشش کردن، بذل کردن
محصور کردن، دیوار کشیدن، حصارکشی کردن
۱. دژبان، دژنشین، قلعهبان، قلعهدار، کوتوال ۲. محصور
حصار، خاربست، خارجین، دیواره
حصاد، خرمن، غلهچینی، محصول، محصولبرداری ≠ کاشت، بذرافشانی
حصاردار، دژدار، قلعهدار، کوتوال
حصاردار، دژبان، قلعهبان، قلعهبیگی