حواله کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. حوالهدادن، برات کردن ۲. واگذاشتن، واگذار کردن، سپردن ۳. پاس دادن، فرستادن ۴. پرتاب کردن
قیدفرهنگ مترادف و متضاد۱. اسارت، حبس، گرفتاری ۲. بست، گیره، ۳. بند، ریسمان ۴. حباله، طوق ۵. محدودیت ۶. مخمصه ۷. آوند ۸. شرط، عهد ۹. اندازه، مقدار ۱۰. اعلام، ذمر
حواله کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. حوالهدادن، برات کردن ۲. واگذاشتن، واگذار کردن، سپردن ۳. پاس دادن، فرستادن ۴. پرتاب کردن