542 مدخل
آمادهباش
ابرام، اصرار، التماس، پافشاری
۱. دامگستر، شکارچی ≠ شکار، صید ۲. جادوگر ۳. تار
۱. حاکم، ۲. داور، قاضی
بذل، بخشش(بسیار و حاتموار)
حاشیه، کناره، لبه
حاکم، حکمران، والی
حامله شدن، آبستن شدن
حاصل، راندمان
حاصل، منتج، نتیجه