26 مدخل
روزنامهنگار، روزنامهنویس، ژورنالیست، خبرنگار
۱. روزنامه، مجله، نامه، نشریه ۲. دفتر ۳. تنها، مجرد، منفرد
خاییدن، مضغ کردن
جستجوگر، جویا، متجسس، متفحص
۱. جویدهجویدهحرف زدن، منومن کردن ۲. تانی، درنگ، مکث ۳. سخن نامفهوم گفتن
جوینده، متجسس، متفحص
جویدن، دندانگرفتن، گاز گرفتن، گزیدن
جریدهنگار، خبرنگار، روزنامهنویس، ژورنالیست
جریدهنگار، خبرنگار، روزنامهنگار، ژورنالیست