26 فرهنگ
2 مدخل
همه
دیکشنری
مترادف
طیفی
آزاد
+
همه
دقیق
مشابه
آوا
متن
آغاز
قافیه
جستوجوی متن
جوشیدن
فرهنگ مترادف و متضاد
جوشآمدن، جوشش، غلیان، فوران
مطبوخ
فرهنگ مترادف و متضاد
۱. پخته، پخته شده ۲. جوشانده، عصاره، دمکرده