جمعیتفرهنگ مترادف و متضاد۱. سامان ۲. اسباب ۳. ازدحام، انبوه، شلوغی، کثرت ۴. انجمن، باند، جامعه، جرگه، جماعت، جمع، دسته، عده، فرقه، کانون، گروه، مجتمع، مجمع، محفل، معشر، نفوس
پارتیفرهنگ مترادف و متضاد۱. جمعیت، حزب، دسته، فرقه، گروه ۲. جشن، شبنشینی ۳. پشتیبان، حامی، طرفدار، طرفگیر، هواخواه، هوادار ۴. بخش، قسمت ۵. قومپارت ≠
ازدحامفرهنگ مترادف و متضاد۱. اجتماع، جمعیت، جنجال، شلوغ، شلوغی، نفوس ۲. شورش، غوغا، هجوم، هنگامه ≠ خلوت
انجمنفرهنگ مترادف و متضادباشگاه، جماعت، جمعیت، حلقه، دایره، کانون، کمیته، کمیسیون، گروه، مجتمع، مجلس، مجمع، محفل، معشر، ملاء، ندوه، نشست