32 مدخل
جراحت، جرح، خستگی، زخم
افگار، خسته، زخمدار، زخمناک، زخمی، مجروح
روزنامهنگار، روزنامهنویس، ژورنالیست، خبرنگار
بادافره، تاوان، خسارت، غرامت، کفاره
۱. روزنامه، مجله، نامه، نشریه ۲. دفتر ۳. تنها، مجرد، منفرد
۱. جریحه، ریش، زخم، قرحه ۲. چرک، ریم ۳. صدمه
۱. جریحه، خستن، ضرب ۲. پسزدن، رد
جراحت، جریحه، خراش، خستگی، ریش، ضرب، قرح، ناسور، نیش
۱. آزردن، جریحهدار کردن، زخم زدن ۲. قرح، مجروح کردن ۳. مجروح شدن، زخمی شدن
افگار، جریح، جریحهدار، زخمدار، زخمناک، مجروح