جدفرهنگ مترادف و متضاد۱. اسلاف، پدربزرگ، سلف، نیا، نیاکان ۲. بزرگی، عظمت ۳. بهره، حظ، نصیب ۴. بخت، نیکبختی ۵. بینیازی، توانگری
جدافرهنگ مترادف و متضاد۱. سوا، مستثنا ۲. قطع، وا ۳. تنها، فرد، مطلقه، مطلق، منفرد، مهجور ۴. جداگانه، علیحده، مجزا، منتزع، منفک ۵. ممتاز ۶. متباین ۷. پراکنده، ۸. بریده، گسسته، گسیخته،