70 مدخل
پهلو، جهت، سمت، سو، طرف، عرض، کرانه، کران، کنار، ناحیه، ور
جاننثار، دلیر، فداکار، فدایی
ایثار، جانفشانی، سربازی، فداکاری
جانافزا، جانپرور، روحانگیز، روحبخش، روحپرور
حامی، طرفدار، هوادار ≠ مخالف
حمایت، طرفداری، هواخواهی، هواداری ≠ مخالفت
جانبخش، جانفزا، روحبخش، روحپرور
جانبخش، جانپرور، جانفزا، روحافزا، روحانگیز، روحبخش، روحپرور
جانبها، سربها، قربانی
۱. جانب، سمت، سو، طرف، کرانه ۲. بابت، جنبه، حیث ۳. انگیزه، دلیل، سبب، علت
۱. جانب، جهت، سو، طرف، ناحیه ۲. صورت، فرم، هیئت