ثباتفرهنگ مترادف و متضادآرام، استحکام، استقامت، استقرار، استواری، پابرجایی، پایداری، دوام، سکون، وقار ≠ ناپایداری
ثابتفرهنگ مترادف و متضاد۱. استوار، برقرار، پابرجا، پادار، پایدار، قائم، قرص، محکم، مستقر، مقاوم ۲. باقی، دایم، لایتغیر ۳. قطعی، محرز، محقق، مدلل، مسلم، یقین ۴. واثق ۵. جایگزین ۶. بیحرک
کاتبفرهنگ مترادف و متضادثبات، دبیر، صاحبقلم، قلمزن، کاغذنویس، مترسل، محرر، منشی، نامهنویس، نگارنده، نویسنده، وراق
وقارفرهنگ مترادف و متضادابهت، ثبات، رزانت، سکینه، سنگینی، طمانینه، متانت، مکث، مهابت، وقر، هنگ، هیبت، هیمنه ≠ سبکی