تکلففرهنگ مترادف و متضاد۱. اشکال، تجمل، تشریفات ۲. تعارف ۳. رنج ۴. سرسنگینی ۵. بهخود رنج دادن ۶. خودنمایی کردن
تالففرهنگ مترادف و متضاد۱. دلجویی، دمسازی، خوگری، دوستی، الفتگیری، الفتیابی ۲. الفتیافتن، خوگر شدن، خو گرفتن، دمساز شدن، دوست شدن ≠ رمیدن، رمیده شدن
تخلففرهنگ مترادف و متضاد۱. تجاوز، تخطی، تمرد، اشتباه، خلاف، رویگردانی، سرپیچی، قصور ۲. سرپیچی کردن، خلاف جستن، ۳. پیمانشکنی، خلفوعده، نقضعهد ۴. خلافکار
تخلف کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. خلاف کردن ۲. سرپیچی کردن ۳. بدعهدی کردن، خلاف وعده کردن، خلف عهده کردن ۴. بازماندن، دنبال افتادن
تجملفرهنگ مترادف و متضاد۱. تشریفات، تکلف، جاهوجلال، دبدبه، دستگاه، شکوه، طمطراق، طنطنه ۲. آراستن، زینت یافتن
اشکالفرهنگ مترادف و متضاد۱. پیچیدگی، تعقید، تکلف، دشواری، سختی، سوسه، صعوبت، غموض، محظور ۲. شبهه، شک ۳. ایراد، خردهگیری، عیب
تشریفاتیفرهنگ مترادف و متضاد۱. ظاهرسازی ۲. بیمحتوا ۳. تجملی، تکلفآمیز ۴. مناسب تشریفات ۵. هوادار تشریفات، پایبند تشریفات ۶. متکلف