تنظیمفرهنگ مترادف و متضاد۱. انتظام، ترتیب، تنسیق، مرتبسازی، نظم، نظمدهی، ۲. مرتب کردن، منظم کردن، سروسامان دادن ≠ نابسامان کردن
تعظیمفرهنگ مترادف و متضاد۱. احترام، اعظام، بزرگداشت، تکریم، حرمت، کرنش ≠ تحقیر ۲. احترام کردن، بزرگ داشتن، حرمت گذاشتن، کرنش کردن
ست کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. همآهنگ کردن، یکدست کردن، همرنگ کردن، همخوان کردن ۲. تنظیم کردن، میزان کردن
منعقد کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. بستن ۲. سفت کردن ۳. تنظیم کردن ۴. برپا کردن، برگزار کردن، تشکیل دادن، ترتیب دادن
تهیهفرهنگ مترادف و متضاد۱. آماده، اندوخته، پیشبینی، تامین، تجهیز، تحصیل، تدارک، تدوین، ترتیب، تعبیه، تمهید، تنظیم، تیار، ذخیره، فراهم، مهیا ۲. آمادگی، بسیج ۳. آماده کردن، فراهم کردن، م
خدمت کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. بندگی کردن، چاکری کردن ۲. انجام وظیفه کردن، کار کردن ≠ خیانت کردن ۳. خدمتگزاربودن ۴. تعظیم کردن، کرنش کردن ۵. سربازی کردن ۶. مراقبت کردن، پرستاری کردن، تیمار