تلالوفرهنگ مترادف و متضاد۱. برق، تابش، جلا، جلوه، درخشش، درخشندگی، زرقوبرق ۲. فروزش، فروغ لمعان ۳. برق زدن، درخشیدن
تابشفرهنگ مترادف و متضاد۱. برافروختگی، پرتو، تاب، تشعشع، تلالو، درخشش، روشنی، شعشعه، فروغ، لمعان، نور ۲. تف، حرارت، گرمی
جلوهفرهنگ مترادف و متضاد۱. حضور، ظهور ۲. خودنمایی، نمایش، نمود، وانمود ۳. تلالو، جلال، حشمت، رونق، شکوه ۴. آراستن