تالمفرهنگ مترادف و متضاد۱. الم، اندوه، توجع، درد، دردمندی، رقت، ناراحتی ۲. آزرده شدن، اندوهگین شدن، دردمند شدن
تظلمفرهنگ مترادف و متضاد۱. پناهجویی، دادخواهی، شکایت، شکوائیه، شکوه، فریادخواهی ۲. دادخواستن، دادخواهی کردن، شکایت کردن ۳. ستم کشیدن
تعلیمفرهنگ مترادف و متضاد۱. آموزش، پرورش، تربیت ≠ تعلم ۲. درس ۳. مدرسی ۴. یاد ۵. بارآوردن، پروراندن، پروردن، پرورش دادن، تربیت کردن