18 مدخل
۱. اتفاقی، حادثی ۲. غیرمترقبه، تصادفتصادف
۱. تصادم کردن ۲. به هم خوردن
۱. برخورد، تلاقی، ملاقات ۲. تصادم ۳. اتفاق، پیشامد، حادثه، سانحه
اتفاقاً، تصادفی، شانسی، غیرمترقبه، غیرمنتظره
تصادفی، شانسی، کشکی
۱. تصادفاً، تصادفی، غیرمترقب، غیرمنتظر، ناگهانی ۲. حادثی
اتفاقی، الهبختکی، تصادفی، کشکی
۱. اتفاقی، الهبختکی، تصادفی، شانسی، کشکی ۲. تخمینی