تشخیصفرهنگ مترادف و متضاد۱. امتیاز، بازشناخت، بازشناسی، تعیین، تفکیک، تمییز، درک، فهم ۲. بازشناختن، تمیز دادن
تشخیص دادنفرهنگ مترادف و متضاد۱. بازشناختن، شناختن ۲. بازشناسی کردن، شناسایی کردن ۳. تمیز دادن ۴. تعیین ماهیت کردن، پی بردن
ترخیصفرهنگ مترادف و متضاد۱. مرخصسازی ۲. خارجسازی ۳. جنس از گمرگ) ۴. مرخص کردن ۵. رخصتدهی ۶. اجازت دادن، اجازهدادن، رخصت دادن
تشخصفرهنگ مترادف و متضاد۱. امتیاز، اعتبار، بزرگمنشی، تعین، جاهوجلال، شخصیت، شوکت ۲. شخصیتبخشی ۳. شخصانکاری
تلخیصفرهنگ مترادف و متضاد۱. اجمال، اختصار، ایجاز، خلاصه، ۲. خلاصهنویسی، خلاصهگویی، کوتاهسازی، مجمل ۳. خلاصه کردن، مختصر کردن ≠ تطویل، اطناب
تاخیرفرهنگ مترادف و متضاد۱. تعویق، درنگ، دیر ≠ تعجیل، تسریع ۲. تعلل، دفعالوقت، طفره، مماطله ۳. مطال ۴. دیرکرد ۵. دیرآمد ۶. مهلت، فرصت ۷. دیر کردن ۸. عقب انداختن
تمیز دادنفرهنگ مترادف و متضاد۱. بازشناختن، تشخیص دادن، درک کردن، فهمیدن ۲. متمایز ساختن، امتیاز قایل شدن
تمییزفرهنگ مترادف و متضاد۱. بازشناسی، تشخیص، تعیین، تفکیک ۲. بازشناختن ۳. فرق گذاشتن، تشخیص دادن ۴. تفکیک کردن، جدا کردن
مبرا کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. تبرئه کردن، بیگناه تشخیص دادن، بیگناه شناختن ۲. عاری ساختن ۳. منزه ساختن