28 مدخل
۱. باطراوت، شاداب ≠ خشکیده، پژمرده، پلاسیده ۲. تازه، نو، جدید
۱. آدمکشی، قتل، ۲. وحشت، خوف، هراس
کشتن، سوءقصد کردن
۱. آدمکش، عامل ترور، قاتل ۲. طرفدار ترور، وحشتگرا
۱. آدمکشی ۲. وحشتپراکنی، وحشتگرایی
ترور، جنایت، قتل، کشتار
ترور، جنایت، قربانی، کشتار، کشتن، هلاک، هلاکت
ترویجدهنده، رواجدهنده، مشوق
باب کردن، ترویج دادن، مرسوم کردن، رواجدادن ≠ منسوخ کردن